السيد اليزدي ( مترجم : القمي )
370
غاية القصوى در ترجمه عروة الوثقى ( فارسي )
يتقبل الله من المتقين ( مسألة 2 ) در اخبار وارد شده كه جمله از افعال در نماز جايز است ومبطل نماز نيست وبايد اقتصار نمود بر محل حاجت وضرورت عرفيه وان شمردن ركعات نماز است با انگشتر يا سنگ ريزه كه در دست گيرد وسنگ ريزه را در محل سجود پهن وتسويه نمودن وپاك كردن خاك پيشانى ودميدن بسجده گاه در صورتيكه از دميدن دو حرف ظاهر نشود ودست بديوار يا زانو زدن يا دست بدست زدن يا اشاره كردن براي اعلام ديگرى يا بيدار كردن خوابيده وسنگ زدن بسگ وغير ان وعصا بدست ديگرى دادن وحمل طفل وشير دادن أو وخاراندن بدن ويك قدم يا دو قدم پس وپيش رفتن وكشتن مار وعقرب وكيك وپشه وشپش وزير خاك كردن انها وفضله كبوتر را از رخت دور كردن وكندن سر سوزه ودست كشيدن روى دمل ودست بعورت گذاردن وكندن دندان متحرك وكلاه از سر برداشتن يا بسر گذاردن ودر ركوع يا سجود دست برداشتن براي خاراندن بدن وگردانيدن تسبيح ونظر باسمان انداختن وپاك كردن آب دماغ از مسجد وشستن لباس يا بدن از قى وخون دماغ ( فصل سيم ) در احكام قطع نماز بدان كه فريضة را در حال اختيار جايز نيست باطل كند وأحوط باطل نكردن نافله است نيز اگر چه أقوى جواز ان است وجايز است باطل كردن فريضة براي حفظ مال يا دفع ضرر مالي يا بدني مثل قطع كردن نماز براي گرفتن غلام يا مديون يا دزد يا حيوان ونحو ان اگر بخواهد بگريزد وگاهى قطع نماز واجب مىشود مثل انكه حفظ نفس أو يا نفس محترمه ديگرى يا ماليكه حفظ ان شرعا واجب است متوقف بر قطع نماز باشد وگاهى قطع نماز مستحب است وان جائى است كه حفظ مال مستحب الحفظ متوقف بر قطع نماز باشد ومثل قطع ان قبل از ركوع در صورتيكه اذان واقامه را فراموش كرده باشد وگاهى قطع ان جايز است مثل دفع ضرر ماليكه تلف ان مضر بحال أو نباشد ودور نيست كراهت قطع ان براي دفع ضرر مال بسيار كم وبنابر اين قطع فريضة باحكام پنجگانه منقسم مىشود ( مسألة 1 ) اگر نذر دو ركعت نماز كرده باشد وبقصد وفاء نذر بان شروع كند أحوط قطع نكردن ان است بخلاف انكه نافله مخصوصى را نذر كرده باشد كه قطع ان جايز نيست ( مسألة 2 ) اگر در أثناء نماز نجاستى در مسجد به بيند يا در انوقت نجس شود ظاهر عدم جواز قطع نماز فريضة است در وسعت وقت براي ازاله نجاست بلى در صورتيكه اگر نماز را قطع نكند قدرت أو بر ازاله فوت شود ظاهر وجوب قطع است واما